سریال چگونه با پدرتان آشنا شدم (به انگلیسی: How I Met Your Father) اسپین آف سریال "چگونه با مادرتان آشنا شدم" میباشد. سبک این سریال سیتکام است و داستان آن در سال 2050 رخ میدهد که در آن شخصیت سوفی برای فرزندانش داستان آشنایی با پدرشان را در سال 2022 را بازگو میکند.
سریال «لاکوود و شرکا» داستان لوسی کارلیل دختری با تواناییهای روانی خاص همراه دو پسر به نامهای آنتونی لاکوود که جوانی کارآفرین و یاغی و جورج کابینز دوست عجیب و باهوش آنتونی است که بعد از حمله ارواح به شهر لندن شرکت لاکوود و شرکا را راهاندازی میکنند. این سه نفر وظیفه خود میدانند تا خیابانهای شهر لندن را ایمن نگه دارند و در راستای همین کار نیز با ارواح خبیث مبارزه میکنند. اعضای این تیم در رقابت با دیگر آژانسهای مطرح، شدیدا تلاش میکنند تا اعتبار و شهرت پیدا کنند؛ و همینطور درصدد حل معمای هولناکی میباشند که میتواند مسیر تاریخ را تغییر دهد.
محوریت سریال «کِلایدِسکوپ» روی (لئو پاپ)، یک جنایتکار حرفهای و مغز متفکر پشت نقشهای برای سرقت ۷ میلیارد دلار اوراق قرضه از یک خزانه به ظاهر غیرقابل نفوذ هنگام یک طوفان در نیویورک است. برای انجام این کار، او یک تیم هفت نفره از کارشناسان را گرد هم میآورد (یعنی جایزه هر کدام به یک میلیارد دلار تقسیم میشود) تا پول را بدزدند. داستان سریال ۲۴ سال را در بر میگیرد که شامل انتقام، توطئه، وفاداری ها، و خیانتهای اعضای گروه میشود. این سریال کاملاً از داستانی واقعی الهام گرفته شده است. ویژگی اصلی و بارز این سریال درون ایده خلاقانهای است که در فیلمنامه آن نهفته و آن هم اینست که سریال «Kaleidoscope» را میتوان به ۵۰۴۰ روش مختلف تماشا کرد.
هر کدام از اپیزودها هم که یک بازه زمانی متفاوت را روایت میکنند با یک رنگ خاص نامگذاری شدهاند. تنها موردی که در مورد این قسمتها وجود دارد دو قسمت اول و آخر هستند که به ترتیب با رنگهای مشکی و سفید نامگذاری شدهاند. بینندگان باید حتما قسمت اول را ابتدا ببینند و بعد از آن تا پیش از قسمت انتهایی که با رنگ سفید مشخص شده، میتوانند با ترتیب دلخواه خودشان قسمتها را تماشا کنند. نکته مهم اینجاست که قسمت سفید باید حتما در انتها دیده شود چرا که حکم پایان سریال را دارد.
راس پولدارک پسر یک معدن دار پول دار است که به جرم قاچاق تحت تعقیب قرار میگیرد، و راس برای فرار از محاکمه به ارتش ملحق میشود و به جنگ انقلابی آمریکا میرود. اصل ماجرا وقتی شروع میشود که پولدارک بعد از ۳ سال جنگ به خانه بر میگردد، خانهای که در بحران و رکود فرورفته است. خانواده و دوستانش فکر میکردند او مرده است. «راس پولدارک» پس از بازگشت با شرایط ناامید کنندهای روبه روست و در غیاب او پدرش فوت کرده، خانه و معادنش ویران شده و نامزدش که از دوران کودکی او را دوست داشته با پسر عمویش نامزد کرده. همشهریهایش از برگشتن بچه پولدار شهرشان که قصد پس گرفتن موقعیت اجتماعیش را دارد زیاد راضی نیستند و همین باعث ایجاد بر خوردهایی بین آنها و راس میشود که عواقب ناخوشایندی را برای وی در پی دارد او اکنون احساس میکند که همهی چیزهایی که دوست داشته به او خیانت کردهاند. راس تصمیم میگیرد کارهای جدیدی را آغاز کند، و به زودی دشمنانی جدید و همچنین یک عشق جدید را در جایی پیدا میکند که انتظارش نمیرود. در طی پنج فصل از سریال، داستان حول زندگی راس در حالی ادامه مییابد که با ازدواج، عشقهای از دست رفته، مرگ، تولد فرزندان و جنگ دست و پنجه نرم میکنند.
اتاق شلوغ مینی سریال تلویزیونی دلهره آور روانشناختی آمریکایی است که توسط آکیوا گلدزمن و با الهام از رمان غیرداستانی اذهان بیلی میلیگان نوشته دنیل کیز چاپ سالِ ۱۹۸۱ ساخته شده است. تام هالند، آماندا سایفرد و امی رسوم بازیگران نقش اصلی هستند و بازیگران مکمل شامل ساشا لین، ویل چیس، لیور راز، لیلا رابینز و هنری آیکنبری میشود. داستان این سریال به وقایع پس از دستگیری دنی سالیوان به دلیل مشارکت در تیراندازی شهر نیویورک در سال ۱۹۷۹ میپردازد. دنی از طریق مجموعهای از مصاحبهها با بازجوکننده ریا گودوین از زندگی خود پردهبرداری میکند و به تدریج گذشته مرموز خود که او را به حادثه سرنوشتساز سوق داد، برای ریا و مخاطبان شرح میدهد.
این سریال داستان "ریموند ردینگتون" را روایت میکند که در گذشته افسر نیروی دریایی آمریکا بوده است ولی بیش از دو دهه است که تبدیل به یک جنایتکار خطرناک شده است. او بصورت داوطلبانه خود را تسلیم افبیآی میکند و به آنها میگوید که در طول بیست سال حضورش در دنیای جرم و جنایت لیستی از خطرناکترین تبهکاران را جمع کرده و مایل است در مقابل مصونیت قضایی، به افبیآی در دستگیری تک تک آنها کمک کند اما...
قلمرو حیوانات داستان فردی نوجوان به نام جاشوا کودی را روایت میکند که ۱۷ سال سن دارد، که پس از مرگ مادرش بر اثر مصرف بیش از حد هروئین، به جنوب کالیفرنیا میرود تا با مادربزرگش زندگی کند. جاشوا که خیال میکند نزد اقوامش زندگی آرامتری را تجربه خواهد کرد در گیر ماجراها و اتفاقات جدیدی میشود. خانوادهی کودی ها، همگی در کار دزدیهای سازماندهی شده هستند و مادربزرگ مانند یک رئیس، مسئولیت همه چیز را بر عهده دارد و حتی در ادارهی پلیس هم آشنایانی دارد که اگر موقعی مشکلی بوجود آمد به سرعت حلش کند. جاش ناخواسته وارد زندگی پر از خطر آنها میشود و کم کم از دنیای معصومانهی خود بیرون میآید در آنجا، او دنیای زیرین جنایتکاری را کشف میکند که خانوادهاش به آن تعلق دارند و جاشوا را قاطی ماجراهای جدی و خطرناک میکند.
سریال میراث ها، داستان دختری به نام هوپ میکلسون که یک سه رگه خون آشام، گرگ و میش نما میباشد را به تصویر میکشد. هوپ که از نسل خانواده مایکلسون، از قدیمیترین و از قویترین نسل خون آشام ها، گرگینهها و ساحرهها از سریال اورجینال است، برای آموزش کنترل قدرتهای فراطبیعی به مدرسه سالواتوره میرود تا زیر نظر مدیران آنجا، مسیر زندگیش را که بسیار سخت است پیدا کند. مدرسه سالواتوره در واقع یک پناهگاه امن برای افراد فراطبیعی و مکانی است که این موجودات بتوانند انگیزهها و تواناییهای فراطبیعی خود را کنترل کنند. و آیا هوپ میتواند بین جادوگرها، خون آشامها و گرگینهها یک قهرمان از خود بسازد؟ یا اینکه به همان قاتلان ذاتی و بالفطره متولد شده تبدیل میشود؟
شرم داستان زندگی روزانه چند نوجوان میپردازد که در یک مدرسه در محله وستاند در شهر اسلو نروژ تحصیل میکنند. هر فصل این مجموعه تلویزیونی یک شخصیت اصلی دارد و به یک موضوع میپردازد.
فصل اول سال اول مدرسه با محوریت «ایوا» را روایت میکند که در کل این فصل به مشکلات روابط، تنهایی و هویت این شخصیت با اشخاص دیگر میپردازد.
فصل دوم بر «نورا» و رابطه او با «ویلیام» متمرکز است. این فصل همچنین بر دوستان او و همچنین معرفی زندگی در آپارتمان تمرکز دارد. که کلیات این فصل به مثلث عشقی، فمنیسم، تجاوز جنسی و خشنوت میپردازد.
فصل سوم «ایساک» و روابط رو به رشد او با «ناشیم» است. در شروع فصل، ایساک هنوز همجنس گرا بودن خود را انکار میکند، اما پیشرفتهای یک دانش آموز دختر و احساسات خودش نسبت به ناشیم در نهایت منجر به بیرون آمدن او میشود. این فصل سختیهای آشکارسازی، همجنس گرایی، اختلالات روانی، و دین روایت میشود.
فصل چهارم حول محور «ثنا» و مذهبش میچرخد. اعتقادات ثنا زمانی مورد آزمایش قرار میگیرد که او شروع به دوست داشتن دوست برادرش، یوسف میکند، که به عشقی ممنوع تبدیل میشود زیرا او نیز مانند او مسلمان نیست. موضوع محوری آن دین اسلام، عشق ممنوعه، و زورگیری مجازی است.
نگاهی به تاریخچهای دیگر از آمریکای شمالی؛ زندگی بعد از جنگ جهانی دوم چگونه میشد، اگر نازیها پیروز میدان میشدند.داستان از جایی شروع میشه که آمریکایی ها در جنگ شکست خوردن و حالا ۱۵ سال از اتمام جنگ جهانی دوم میگذره. کشور آمریکا به سه قسمت تقسیم شده. یه قسمت در اختیار آلمان ها، یه قسمت در اختیار هم پیمانانشون یعنی ژاپنی ها و اون وسط هم یه تیکه منطقه بیطرف که رسماً بی قانونی درش موج میزنه. مردم این کشور حالا زیر یوغ دیکتاتوری ژاپن و آلمانها هستن و این وسط گروهی به اسم مقاومت تشکیل شده تا آمریکای قدیمی رو دوباره سر و پا کنه. گروهی که محدود به چند نفر میشه و مردی که فیلم های ضد فاشیستی میسازه. مردی در قلعه بلند!