اسکات از زمان فوت پدرش که آتش نشان بود، دچار غم و اندوه فراوانی شد. او روز های خود را به بطالت سپری کرده، ماریجوانا مصرف می کند و آرزو دارد که خالکوب شود تا این که زندگی، او را مجبور می کند که با غم و اندوه خود کنار آمده و اولین قدم هایش را در راستای یک زندگی بهتر بردارد.
گاتس یک شمشیر زن ماهر خانه به دوش است و هرجا جنگی باشد به آنجا میرود در یک جنگ به طور اتفاقی با گروه شاهین رو در رو می شود و همین امر باعث می شود که فرمانده گروه شاهین (گریفیث) برای جذب گاتس به گروهش تلاش کند تا برای او مبارزه کند .داستان انیمه بین دو شخصیت گاتس و گریفیث است و به ما نشان میدهد که طمع باعث می شود انسان به کارهایی غیرقابل تصور دست بزند ...
زنی که برای رسیدن به محل کارش عجله دارد پشت چراغ قرمز با بوق زدن های ممتد باعث عصبانی شدن مردی میشود که زندگی را برای او و نزدیکانش به جهنم تبدیل میکند…
سلون و جکسون که در تعطیلات تنها هستند و با قضاوت مداوم خانوادههای فضولشان دربارهی مجرد بودنشان مواجهه شده اند , تصمیم میگیرند که در تعطیلات مناسبتی که به نزد خانوادهایشان بر می گردند تظاهر کنند که با هم رابطه دارند و…